سوگ سرا|سانگ سرا

سوگ سرا|سانگ سرا - صفحه 30 از 130 - دانلو آهنگ,سانگ سرا,سوگ سرا,دانلود فیلم,سایت تفریحی,دانلود موزیک,

-


اجرای قطعات آهنگسازان ایرانی و روسی همزمان با جام جهانینشست خبری پیش از اعزام به روسیهگراتومیک – نشست خبری سرود تیم ملی ایران جام جهانی ۲۰۱۸ پیش از اعزام به روسیه، پنجشنبه ۲۳ خردادماه با حضور شهرداد روحانی، فریدون شهبازیان، سالار عقیلی، علی اکبر صفی‌پور و ارسلان کامکار در سالن کنفرانس سی آی پی فرودگاه بین المللی امام خمینی (ره) برگزار شد.در ابتدای این نشست علی اکبر صفی‌پور مدیرعامل بنیاد رودکی درباره حضور ارکستر در روسیه این‌طور توضیح داد: این صد نفری که به روسیه اعزام می‌شوند با پشتوانه، برنامه ریزی و حمایتی صورت می‌گیرد که واقعاً اتفاق نادری است. خوشبختانه در این مدت که به ما انتقاداتی مطرح شده بود به اصل کاری که انجام شده، ایرادی گرفته نمی‌شد و دوستان بر این باور بوند که در شلوغی جام جهانی اتفاقات ارگسترها در روسیه دیده نمی‌شوند. در حالیکه من خلاف این نظر را دارم چون اجراهای ارکسترهای دولتی در روسیه قطعاً اتفافات خوبی را در روابط فرهنگی ایران و روسیه خواهد شد.او تاکید کرد: به طور حتم تلاش می‌کنیم همراه با فرزندان برومند کشورمان در ورزش فوتبال، نام ایران را بلند آوازه کنیم و پرچم ایران در فضای مهم جام جهانی بیشتر و مهم‌تر دیده شود. به هر حال امروز که این سفر آغاز شده به مردم قول می‌دهیم برنامه خوبی داشته باشیم. شاید به خاطر مسائل و دیدگاه‌های مختلف حضور این چنین ارکسترها مقداری قابل نقد باشد که چرا در این فضای اقتصادی این تعداد نفر به روسیه سفر کند، در حالی که من باید بگویم این سفر در قالب سه تفاهم نامه با کنسرواتوار چایکوفسکی، یک موسسه تولیدی ایرانی و فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران انجام گرفته که می‌تواند در این رویداد جهانی کمک قابل توجهی به ما کند.صفی پور به قرارداد با طرف روسی اشاره کرد و گفت: قرارداد با طرف روسی در سه حوزه هنرهای تجسمی، تئاتر و موسیقی است که یکی از بندهای اصلی تفاهم نامه اشاعه موسیقی اصیل ایرانی است که این کنسرواتوار بتواند برنامه‌هایی را در این زمینه اجرا کند که اجرای برنامه در این کشور و برگزاری مستر کلاس‌های مختلف در این زمینه از جمله آنهاست.سپس شهرداد روحانی رهبر ارکستر سمفونیک تهران درباره حضور در روسیه گفت: طبق برنامه ریزی‌های انجام گرفته اعضای منتخب ارکسترهای دولتی سه کنسرت را در شهرهای بزرگ کشور روسیه برگزار می‌کند. البته وقتی قرار شد این کنسرت‌ها در این سه شهر برگزار شود، به نوعی برنامه ریزی کردم که حتماً قطعاتی از آهنگسازان ایرانی از جمله احمد پژمان، حشمت سنجری و حسین دهلوی در حوزه موسیقی سمفونیک جهانی اجرا شوند. در کنار این آثار قطعاتی از موسیقی‌دانان روسیه‌ای هم در این کنسرت‌ها اجرا می‌شوند که این به اعتقاد من نشان دهنده توانایی هنرمندان ایرانی در اجرای قطعات مختلف است.او ادامه داد: همزمان با ایام جام جهانی قطعاتی متناسب با حضور تیم ملی کشورمان در روسیه تدارک شده که به خوانندگی سالار عقیلی اجرا می‌شود. ما از آقای فریدون شهبازیان دعوت کردیم تا در قطعات با کلام کنسرت رهبری ارکستر را به عهده داشته باشند. بقیه قطعات همان طور که به شما اطلاع دادم بنده رهبری می‌کنم. به هر حال این موقعیت پیش آمده برای ارکسترهای دولتی می‌تواند هم موسیقی سمفونی ایرانی و هم آثار آهنگسازان کشور روسیه برای مخاطبان به نمایش می‌گذاریم. من این اتفاق را به فال نیک می‌گیرم زیرا برنامه‌هایی که می‌تواند موسیقی ما را به جوامع دیگر معرفی کند باید بیشتر و موثرتر از اینها باشد.روحانی در پاسخ به سؤال خبرنگار مبنی بر رایج بودن دو رهبر در یک اجرا هم توضیح داد: مرسوم نیست که دو رهبر ارکستر در اجراهای زنده ارکسترها حضور داشته باشند اما با توجه به اینکه چهار قطعه با کلام ایرانی در این کنسرت‌های ویژه برگزار می‌شود و از نظر ما برنامه‌های خاصی است من از آقای شهبازیان دعوت کردم تا این بار به عنوان رهبر ارکستر این بخش‌ها حضور داشته باشند.بعد از پایان سخنرانی رهبر ارکستر سمفونیک، سالار عقیلی، گفت: من هم بسیار خوشحالم که همراه با تیم ملی فوتبال کشورمان در آنجا حضور داریم و آثاری را اجرا می‌کنیم که متناسب با جام جهانی است. هر چند سال یک بار که چنین اتفاقی می افتد قطعاً تبدیل به خاطره‌ای ماندگار می‌شوند. ما چند سال پیش هم به رهبری نادر مشایخی به آلمان رفتیم که الان خاطراتش در ذهن ما باقی ماند. امیدواریم ما هم بتوانیم برای افتخار آفرینی فوتبالیست‌های کشورمان کمکی کنیم تا آنها در این رویداد موفق باشند.او ضمن تأسف از عدم شادی میان مردم هم گفت: خیلی وقت است که شادی و خنده از لبان مردم ایران رفته است. امیدوارم با عملکرد فوتبالیست‌های کشورمان دوباره شاهد شادی و خنده مردم ایران باشیم. بر این باورم فوتبال به گونه‌ای است که پیدا شدن یک موقعیت فضا را طوری هدایت می‌کند که واقعاً نمی‌توان درباره نتایج آن پیش بینی کرد. فقط می‌توانم بگویم حضور ایران در جهام جهانی یک افتخار است و امیدوارم با دعای خیر مردم و تمهیدات آقای کی‌روش برای تیم ملی فوتبال بتوانیم افتخاراتی برای ایران کسب کنیم.ارسلان کامکار دیگر سخنران این نشست و در ادامه صبحت‌های عقیلی گفت: امیدوارم این اتفاقات بیشتر از این‌ها جدی گرفته شود و ما بتوانیم برنامه‌های بیشتری را در کشورهای دیگر داشته باشیم. در حاشیه جام جهانی فوتبال که همه چیز تحت تأثیر فوتبال قرار دارد، امیدوارم چنین حرکت‌هایی بتواند ارزش‌های فرهنگی کشورمان را به دنیا نمایش دهد.آخرین سخنران برنامه، فریدون شهبازیان درباره اجرای خود بیان کرد: ارکستری که زیر نظر من کار می‌کند با ارکستر آقای شهرداد روحانی ادغام شده که به نظر من اتفاق بسیار خوبی است. در کنار اجراهایی که برای این کنسرت‌ها در نظر داریم چند قطعه آماده شده که قرار است این آثار را با نام “پیروزی خورشید”، “یازده ستاره” به آهنگسازی بابک زرین و دو آهنگ از شهرداد روحانی، به اضافه چند کار دیگر اجرا کنیم.ارکستر ملی و سمفونیک تهران امروز ساعت ۲۰ در سالن فیلارمونیا شهر سن پترزبورگ در حالی روی صحنه خواهند رفت که تیم ایران و مراکش روز بعد به مصاف یکدیگر در قالب جام جهانی ۲۰۱۸ خواهند رفت.این مجموعه در این کنسرت‌ها ضمن اجرای چند قطعه موسیقی کلاسیک چند قطعه بی کلام و با کلام ایرانی از جمله سرود تیم ملی ایران در جام جهانی را به آهنگسازی بابک زرین و خوانندگی سالار عقیلی را نیز به مخاطبان ارائه می‌دهد.   

اجرای قطعات آهنگسازان ایرانی و روسی همزمان با جام جهانی

نشست خبری پیش از اعزام به روسیه

گراتومیک – نشست خبری سرود تیم ملی ایران جام جهانی ۲۰۱۸ پیش از اعزام به روسیه، پنجشنبه ۲۳ خردادماه با حضور شهرداد روحانی، فریدون شهبازیان، سالار عقیلی، علی اکبر صفی‌پور و ارسلان کامکار در سالن کنفرانس سی آی پی فرودگاه بین المللی امام خمینی (ره) برگزار شد.

در ابتدای این نشست علی اکبر صفی‌پور مدیرعامل بنیاد رودکی درباره حضور ارکستر در روسیه این‌طور توضیح داد: این صد نفری که به روسیه اعزام می‌شوند با پشتوانه، برنامه ریزی و حمایتی صورت می‌گیرد که واقعاً اتفاق نادری است. خوشبختانه در این مدت که به ما انتقاداتی مطرح شده بود به اصل کاری که انجام شده، ایرادی گرفته نمی‌شد و دوستان بر این باور بوند که در شلوغی جام جهانی اتفاقات ارگسترها در روسیه دیده نمی‌شوند. در حالیکه من خلاف این نظر را دارم چون اجراهای ارکسترهای دولتی در روسیه قطعاً اتفافات خوبی را در روابط فرهنگی ایران و روسیه خواهد شد.

او تاکید کرد: به طور حتم تلاش می‌کنیم همراه با فرزندان برومند کشورمان در ورزش فوتبال، نام ایران را بلند آوازه کنیم و پرچم ایران در فضای مهم جام جهانی بیشتر و مهم‌تر دیده شود. به هر حال امروز که این سفر آغاز شده به مردم قول می‌دهیم برنامه خوبی داشته باشیم. شاید به خاطر مسائل و دیدگاه‌های مختلف حضور این چنین ارکسترها مقداری قابل نقد باشد که چرا در این فضای اقتصادی این تعداد نفر به روسیه سفر کند، در حالی که من باید بگویم این سفر در قالب سه تفاهم نامه با کنسرواتوار چایکوفسکی، یک موسسه تولیدی ایرانی و فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی ایران انجام گرفته که می‌تواند در این رویداد جهانی کمک قابل توجهی به ما کند.

صفی پور به قرارداد با طرف روسی اشاره کرد و گفت: قرارداد با طرف روسی در سه حوزه هنرهای تجسمی، تئاتر و موسیقی است که یکی از بندهای اصلی تفاهم نامه اشاعه موسیقی اصیل ایرانی است که این کنسرواتوار بتواند برنامه‌هایی را در این زمینه اجرا کند که اجرای برنامه در این کشور و برگزاری مستر کلاس‌های مختلف در این زمینه از جمله آنهاست.

سپس شهرداد روحانی رهبر ارکستر سمفونیک تهران درباره حضور در روسیه گفت: طبق برنامه ریزی‌های انجام گرفته اعضای منتخب ارکسترهای دولتی سه کنسرت را در شهرهای بزرگ کشور روسیه برگزار می‌کند. البته وقتی قرار شد این کنسرت‌ها در این سه شهر برگزار شود، به نوعی برنامه ریزی کردم که حتماً قطعاتی از آهنگسازان ایرانی از جمله احمد پژمان، حشمت سنجری و حسین دهلوی در حوزه موسیقی سمفونیک جهانی اجرا شوند. در کنار این آثار قطعاتی از موسیقی‌دانان روسیه‌ای هم در این کنسرت‌ها اجرا می‌شوند که این به اعتقاد من نشان دهنده توانایی هنرمندان ایرانی در اجرای قطعات مختلف است.

او ادامه داد: همزمان با ایام جام جهانی قطعاتی متناسب با حضور تیم ملی کشورمان در روسیه تدارک شده که به خوانندگی سالار عقیلی اجرا می‌شود. ما از آقای فریدون شهبازیان دعوت کردیم تا در قطعات با کلام کنسرت رهبری ارکستر را به عهده داشته باشند. بقیه قطعات همان طور که به شما اطلاع دادم بنده رهبری می‌کنم. به هر حال این موقعیت پیش آمده برای ارکسترهای دولتی می‌تواند هم موسیقی سمفونی ایرانی و هم آثار آهنگسازان کشور روسیه برای مخاطبان به نمایش می‌گذاریم. من این اتفاق را به فال نیک می‌گیرم زیرا برنامه‌هایی که می‌تواند موسیقی ما را به جوامع دیگر معرفی کند باید بیشتر و موثرتر از اینها باشد.

روحانی در پاسخ به سؤال خبرنگار مبنی بر رایج بودن دو رهبر در یک اجرا هم توضیح داد: مرسوم نیست که دو رهبر ارکستر در اجراهای زنده ارکسترها حضور داشته باشند اما با توجه به اینکه چهار قطعه با کلام ایرانی در این کنسرت‌های ویژه برگزار می‌شود و از نظر ما برنامه‌های خاصی است من از آقای شهبازیان دعوت کردم تا این بار به عنوان رهبر ارکستر این بخش‌ها حضور داشته باشند.

بعد از پایان سخنرانی رهبر ارکستر سمفونیک، سالار عقیلی، گفت: من هم بسیار خوشحالم که همراه با تیم ملی فوتبال کشورمان در آنجا حضور داریم و آثاری را اجرا می‌کنیم که متناسب با جام جهانی است. هر چند سال یک بار که چنین اتفاقی می افتد قطعاً تبدیل به خاطره‌ای ماندگار می‌شوند. ما چند سال پیش هم به رهبری نادر مشایخی به آلمان رفتیم که الان خاطراتش در ذهن ما باقی ماند. امیدواریم ما هم بتوانیم برای افتخار آفرینی فوتبالیست‌های کشورمان کمکی کنیم تا آنها در این رویداد موفق باشند.

او ضمن تأسف از عدم شادی میان مردم هم گفت: خیلی وقت است که شادی و خنده از لبان مردم ایران رفته است. امیدوارم با عملکرد فوتبالیست‌های کشورمان دوباره شاهد شادی و خنده مردم ایران باشیم. بر این باورم فوتبال به گونه‌ای است که پیدا شدن یک موقعیت فضا را طوری هدایت می‌کند که واقعاً نمی‌توان درباره نتایج آن پیش بینی کرد. فقط می‌توانم بگویم حضور ایران در جهام جهانی یک افتخار است و امیدوارم با دعای خیر مردم و تمهیدات آقای کی‌روش برای تیم ملی فوتبال بتوانیم افتخاراتی برای ایران کسب کنیم.

ارسلان کامکار دیگر سخنران این نشست و در ادامه صبحت‌های عقیلی گفت: امیدوارم این اتفاقات بیشتر از این‌ها جدی گرفته شود و ما بتوانیم برنامه‌های بیشتری را در کشورهای دیگر داشته باشیم. در حاشیه جام جهانی فوتبال که همه چیز تحت تأثیر فوتبال قرار دارد، امیدوارم چنین حرکت‌هایی بتواند ارزش‌های فرهنگی کشورمان را به دنیا نمایش دهد.

آخرین سخنران برنامه، فریدون شهبازیان درباره اجرای خود بیان کرد: ارکستری که زیر نظر من کار می‌کند با ارکستر آقای شهرداد روحانی ادغام شده که به نظر من اتفاق بسیار خوبی است. در کنار اجراهایی که برای این کنسرت‌ها در نظر داریم چند قطعه آماده شده که قرار است این آثار را با نام “پیروزی خورشید”، “یازده ستاره” به آهنگسازی بابک زرین و دو آهنگ از شهرداد روحانی، به اضافه چند کار دیگر اجرا کنیم.

ارکستر ملی و سمفونیک تهران امروز ساعت ۲۰ در سالن فیلارمونیا شهر سن پترزبورگ در حالی روی صحنه خواهند رفت که تیم ایران و مراکش روز بعد به مصاف یکدیگر در قالب جام جهانی ۲۰۱۸ خواهند رفت.

این مجموعه در این کنسرت‌ها ضمن اجرای چند قطعه موسیقی کلاسیک چند قطعه بی کلام و با کلام ایرانی از جمله سرود تیم ملی ایران در جام جهانی را به آهنگسازی بابک زرین و خوانندگی سالار عقیلی را نیز به مخاطبان ارائه می‌دهد.

   

http://www.gratomic.com/%d8%b3%d8%b1%d9%88%d8%af-%d8%aa%db%8c%d9%85-%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%a7%db%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c/

http://www.gratomic.com/tVNUnHFGQEX8mnG3egQ7tQAwzZRCZSgfb9J3c7J6LepkF2YzvDHxvp997ZtKmfcgMjHSPrzqQsr98TGwtGDkeKB5VkSHMK7fcbbSNu6739KPbSrrvvBVVfYnPaVZfsyJ/uploads/2018/06/20180614_084451-Gratomic.com_.jpg

shahdad rohani shahdad rohani concert اخبار کنسرت اخبار کنسرت های اخرین کنسرت ها برنامه کنسرت ها کنسرت جدید کنسرت سرود تیم ملی کنسرت نشست خبری سرود تیم ملی ایران در جام جهانی محل برگزاری کنسرت


سریال‌های ضعیف باعث افت کیفیت تیتراژها شده‌اندهمه عجله دارندگراتومیک – یک ترانه سرا معتقد است با افت کیفیت سریال های مناسبتی دیگر شاهد ترانه ها و موسیقی های موفق در بخش تیتراژها هم نیستیم.حسن علیشیری شاعر، ترانه سرا و مترجم با اشاره به کیفیت ترانه و موسیقی تیتراژ سریال های تلویزیونی بیان کرد: کیفیت تیتراژ سریال های تلویزیونی در سال های اخیر تحت الشعاع عجله تیم تولید برای رسیدن به پخش قرار گرفته و این عجله از کیفیت کار کاسته است.در مورد ترانه تیتراژها هم باید بگویم محدودیت های موجود در صدا و سیما یک مساله است که این موضوع علاوه بر ترانه دامن سریال ها را نیز گرفته است. به عبارتی ما در این چند سال می بینیم که سریال های مناسبتی به ویژه در ماه رمضان دارای محتوای متنوعی نیستند. همین موضوع باعث می شود محتوای تیتراژها نیز تحت تاثیر این فرآیند قرار گرفته و ما با ملودی ها، ترانه ها و تیتراژهایی روبه رو شویم که دارای یکنواختی هستند و دیگر آن رنگ و بوی گذشته را ندارند.این شاعر و ترانه سرا گفت: به اعتقاد من ایده آل در ترانه تیتراژها را باید در کلیت سریال سازی جستجو کرد بدین معنا که وقتی آثار تولید شده آن کیفیت و شادابی گذشته را ندارند تیتراژهای آنها نیز جذابیت کافی نخواهند داشت. این در حالی است که در سال های گذشته سریال های خوب باعث شهرت و معرفی ترانه سرا، آهنگساز و خواننده نیز می شدند.علیشیری در پایان تصریح کرد: در دوره ای که سریال ها از کیفیت و تنوع بسیار بهتری برخوردار بود، تیتراژها سکوی پرتاب خوانندگان و هنرمندانی شدند که اکنون در حوزه ترانه و موسیقی حرف های بسیاری برای گفتن دارند اما وقتی سریال ها بیننده ندارند هر چه قدر هم تلاش کنید که تیتراژ خوبی داشته باشد باز هم موفق به جذب مخاطب نمی شوید. ترانه و موسیقی خوب در تیتراژ با سریال خوب لازم و ملزوم یکدیگرند که در دوره ای این اتفاق به صورت همزمان می افتاد، اما در این سال ها من کمتر شاهد این موضوع بوده ام.   

سریال‌های ضعیف باعث افت کیفیت تیتراژها شده‌اند

همه عجله دارند

گراتومیک – یک ترانه سرا معتقد است با افت کیفیت سریال های مناسبتی دیگر شاهد ترانه ها و موسیقی های موفق در بخش تیتراژها هم نیستیم.

حسن علیشیری شاعر، ترانه سرا و مترجم با اشاره به کیفیت ترانه و موسیقی تیتراژ سریال های تلویزیونی بیان کرد: کیفیت تیتراژ سریال های تلویزیونی در سال های اخیر تحت الشعاع عجله تیم تولید برای رسیدن به پخش قرار گرفته و این عجله از کیفیت کار کاسته است.

در مورد ترانه تیتراژها هم باید بگویم محدودیت های موجود در صدا و سیما یک مساله است که این موضوع علاوه بر ترانه دامن سریال ها را نیز گرفته است. به عبارتی ما در این چند سال می بینیم که سریال های مناسبتی به ویژه در ماه رمضان دارای محتوای متنوعی نیستند. همین موضوع باعث می شود محتوای تیتراژها نیز تحت تاثیر این فرآیند قرار گرفته و ما با ملودی ها، ترانه ها و تیتراژهایی روبه رو شویم که دارای یکنواختی هستند و دیگر آن رنگ و بوی گذشته را ندارند.

این شاعر و ترانه سرا گفت: به اعتقاد من ایده آل در ترانه تیتراژها را باید در کلیت سریال سازی جستجو کرد بدین معنا که وقتی آثار تولید شده آن کیفیت و شادابی گذشته را ندارند تیتراژهای آنها نیز جذابیت کافی نخواهند داشت. این در حالی است که در سال های گذشته سریال های خوب باعث شهرت و معرفی ترانه سرا، آهنگساز و خواننده نیز می شدند.

علیشیری در پایان تصریح کرد: در دوره ای که سریال ها از کیفیت و تنوع بسیار بهتری برخوردار بود، تیتراژها سکوی پرتاب خوانندگان و هنرمندانی شدند که اکنون در حوزه ترانه و موسیقی حرف های بسیاری برای گفتن دارند اما وقتی سریال ها بیننده ندارند هر چه قدر هم تلاش کنید که تیتراژ خوبی داشته باشد باز هم موفق به جذب مخاطب نمی شوید. ترانه و موسیقی خوب در تیتراژ با سریال خوب لازم و ملزوم یکدیگرند که در دوره ای این اتفاق به صورت همزمان می افتاد، اما در این سال ها من کمتر شاهد این موضوع بوده ام.

   

http://www.gratomic.com/%da%af%d9%81%d8%aa%da%af%d9%88%db%8c-%d8%ad%d8%b3%d9%86-%d8%b9%d9%84%db%8c%d8%b4%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%db%8c%d8%aa%d8%b1%d8%a7%da%98%d9%87%d8%a7/

http://www.gratomic.com/tVNUnHFGQEX8mnG3egQ7tQAwzZRCZSgfb9J3c7J6LepkF2YzvDHxvp997ZtKmfcgMjHSPrzqQsr98TGwtGDkeKB5VkSHMK7fcbbSNu6739KPbSrrvvBVVfYnPaVZfsyJ/uploads/2018/06/hasan_alishiri-20180614_085458-Gratomic.com_.jpg

hasan alishiri hasan alishiri news آخرین خبر از حسن علیشیری اخبار موسیقی اخبار موسیقی پاپ حسن علیشیری خبر جدید در مورد حسن علیشیری خبرای جدید ازحسن علیشیری درباره حسن علیشیری


ترانه یازده ستاره تیم ملی فوتبال در راه جام جهانیمنطق شعر منطق ریاضی نیستگراتومیک – احسان افشاری – شاعر و ترانه‌سرا :سنت نقد در سرزمین ما‌ همواره مرز گمراه‌کننده‌ای با داوری‌های سلیقه‌ای داشته است. من به‌عنوان یک محصل ادبیات و شاعری که خلافِ موهای سپیدنکرده، دفترهای بسیاری سیاه کرده، همواره در داوری‌ام‌ در قبال کار خودم و دیگران جانب صداقت و صراحت را گرفته‌ام و نه‌تنها از نقد علمی و اصولی استقبال می‌کنم‌، سهل است که نفرین و آفرین‌های راه و بیراه را هم بر سر چشم می‌گذارم. این متن نوعی ادای احترام‌ به تمام عزیزانی است که در قبال ترانه «یازده ستاره» مطلبی نوشته‌اند. پیشاپیش مراتب قدردانی‌ام را نثار دوستان هنرمندم سالار عقیلی و بابک زرین می‌کنم که در‌ تمام مراحل تولید اثر، در نهایت وسواس و جدیت، با رسالت ملی‌شان برخورد کردند. همچنین تمام‌قد سربه‌زیرِ لطفِ اهالی شعر و ادبم که با پیام‌های مهرآمیزشان قند در دل من و «یازده ستاره» آب کردند.این متن تنها توضیحاتی است برای شفاف کردن بعضی قضایا و نه دیوار دفاعی رو به چیزی یا کسی.۱-چندین اِلمان مشخص -نزدیک ده مورد- مؤلفه‌هایی بود که مستقیم و غیرمستقیم باید در ترانه لحاظ می‌شد. این بایدها البته جبر به‌خصوصی را به کار من تحمیل نکرد. یکی از آن موارد، اشاره به اِلمان‌های تاریخ و فرهنگ کشورمان بود. بدیهی است که روح حماسی و غرورآفرین موسیقیِ «زرین» و صدای پرصلابت «عقیلی» نیاز به خودنمایی این اِلمان‌ها را تشدید هم‌ می‌کرد. با این وجود من برای مخدوش نشدن خط و ربط ترانه به مقوله جام جهانی، به دو المان باستانی و اساطیری بسنده کردم. یکم «سیاوش» و دوم «ققنوس» که در مورد اول، پیش از نام سیاوش «گل کرد» را در بافتی ایهامی به کار برده‌ام تا زهر اشاره مستقیم تاریخی را بگیرم و در عین حال، محور همنشینی را در حرکت به سمت ایده فوتبال توسعه ببخشم.۲-طبیعی است که من در این ترانه نمی‌توانستم با نگاهی خودخواهانه به ظرفیت‌های شاعرانه خودم نگاه کنم و کار را فرصت و پلاکاردی برای تذکر قدرت شاعری خودم‌ ببینم؛ که اگر این‌طور بود، تک‌تک بندهای ترانه را به شکلی می‌نوشتم که مشخصاً اهالی شعر و ادب را از خودم‌ راضی نگه دارم. اما موضوع مواجهه هشتاد میلیون ایرانی است. ترانه باید برای تمام اقشار جامعه ملموس باشد. بنابراین در بخش ترجیع‌بند، کلماتم را از دنیای صمیمی‌تر و ملموس‌تری قرض گرفتم و در سایر بندها، سعی کرده‌ام در عین رسانایی، شعریت را فدای قواعد ساده‌نویسی نکنم.۳-اگر از المان‌های فرعی نظیر هیاهو، بعد از هزار و یک شب (اشاره به مدت زمان تلاش بچه‌های تیم‌ ملی در رقابت‌های راه‌یابی به جام‌جهانی که در لایه دوم نام یکی از معروف‌ترین قصه‌های کهن ایرانی هم‌ هست) و… بگذریم‌، چهار المان ورزشی و فوتبالی در ترانه لحاظ شده است؛۱. برد و باخت۲. گل۳. چند‌چندیمو ۴. یازده ستارهاستفاده بیشتر از عناصر فوتبالی -آن‌هم به شکل مستقیم- در ترانه سه دقیقه و بیست‌وسه ثانیه‌ای، جز تأکید غیرضروری و سبک کردن چگالی اثر، آورده دیگری برای اثر نداشت. مضاف بر این، ترانه‌سرا باید متوجه کاراکتر صوتی و پرستیژ هنری مجری اثر هم باشد. قطعاً اگر بنا بود برای محسن یگانه یا بهنام بانی بنویسم، ظرفیت‌های بیشتری از عناصر فوتبالی را به خدمت می‌گرفتم. کمااینکه در همین اثر برای تعدیل این فضا، با تصمیم گروهی، از بعضی بندها انصراف دادم. به‌عنوان نمونه، بند اول ترانه از این قرار بود:جام جهانی آن‌طرفجام جهان‌بین این‌طرفاز هر طرف آماده‌اندشیران میدان صف به صفاز طرفی اگر سویه‌های تفاخر ملی اثر را پررنگ می‌کردم، مسیر ترانه از هدف اصلی خودش دور می‌شد. به‌عنوان نمونه، بند جایگزین دیگری که برای بند اول داشتم، از این قرار بود:قلب دلیران وطنبا عشق، هم‌‌پیمان شدهما‌ ریشه در خون داشتیمایران اگر ایران شدهجا دارد همین‌جا دو نکته بامزه و شنیدنی را هم اضافه کنم که مصرع «ای جان و ای جانان من» پیشنهاد سالار عقیلی برای مصرع نخست کار بود و «صدای سبز آزادی» هم‌ ناچار به «صدای سرخ آزادی» تغییر پیدا‌ کرد که البته چه بهتر!۴-ترانه «یازده ستاره» ترانه دومی بود که من برای جام جهانی نوشتم. ترانه‌ای که می‌بایست بازنویسی ترانه اول من می‌بود. یعنی باید آنچه را مستقل از ملودی نوشته بودم، این‌بار روی ملودی سوار می‌کردم و بر اهالی فن دشواری و ظرایف چنین مسئولیتی پوشیده نیست. خلاصه آنکه ترانه اول به‌دلیل عدم کشش موسیقایی لازم برای آهنگسازی، کنار گذاشته شد و در اندک زمان‌ ممکن، ترانه دوم روی ملودی نوشته شد. برای هر بند، سه بند جایگزین نوشتم که در استودیو در‌ مورد هر کدام از آنها با هم چانه‌زنی کردیم و به تفاهم رسیدیم.وقتی صحبت از نوشتن روی ملودی است، ترانه‌سرا نه‌تنها باید به ارزش صوتی کلمات دقت کند که باید متوجه تطابق مُصوّت‌های کوتاه نظیر«َ»، «ِ» و «ُ» با میزان‌بندی‌های موسیقی نیز باشد و من به‌دلیل فعالیت هفده ساله‌ای که در حوزه موسیقی و تدریس گیتار دارم، طبعاً با دید موسیقایی‌تری به این مسأله توجه نشان دادم.۵-ترانه «یازده ستاره» در این مدت با انتقاد‌ مشخصی مواجه‌ نبود. تنها با یک مورد برخورد کردم که اساساً نقد نبود و لبخند و افسوس مرا به هم دوخت. این منتقد عزیز -که قلباً برایشان احترام قائلم- در مطلبی فرموده‌اند:«تاریخ پیش از ازل وجود ‌نداشته. ازل پیش از تاریخ است و پیش از خلقت. بنابراین بیت «تاریخ از روز ازلشعری که می‌خوانَد تویی» از‌ معنی‌ساقط است.»خب این سخن، سخن سنجیده‌ای نیست. زیرا با این حساب، باید به صائب تبریزی هم‌ تذکر داد که چه‌طور وقتی لاله در روز ازل وجود نداشته، فرموده: «چون‌ لاله‌ ما ز صبح ازل داغ دیده‌ایم»!ضمن آنکه ما در ادبیات صنعتی به‌نام «اغراق» داریم که البته در بدیع امروزی آن را جزء صنایع محسوب نمی‌کنند؛ بلکه یکی از خواص و ویژگی‌های ذاتی شعر است. مثلاً حافظ می‌فرماید: «من جرعه‌نوش بزم تو بودم هزار سال» که منطقاً هیچ‌کس نمی‌تواند هزار سال جرعه‌نوش بزم کسی باشد! بنابراین منظور شاعر این است که من دیرزمانی جرعه‌نوش بزم تو بودم. مغالطه این‌جا است که منطق شعر، ‌منطق ریاضی نیست و نمی‌توان با متر ریاضی مساحت شعر را تخمین‌ زد. شعر، خودش منطق خودش را توضیح می‌دهد.با توجه به این استدلال، بیت «تاریخ از روز ازل، شعری که می‌خوانَد تویی»، به بیان ساده و غیرشاعرانه یعنی: «ایران، تاریخ از دیرباز شعری که بر لب دارد، تویی».جای دیگری فرموده‌اند هزار و یک شب، داستان‌سرایی کنیزکی است و… چه ارتباطی با فوتبال دارد. منتقد محترم حتماً از موضوع روزشمار حضور تیم ملی در رقابت‌های جام جهانی مطلع نیستند. جناب تاج و معاون فرهنگی‌شان در همان برخورد نخست، اصرار داشتند که هزار و یک شب را با توجه به روزشمار بازی‌های نفس‌گیر تیم ملی حتماً در ترانه دوم هم لحاظ کنم.در ثانی، «هزار و یک شب» با «بعد از هزار و یک شب» تفاوت می‌کند؛ خصوصاً آن‌که قرینه «با همتی دوباره» در مصرع بعد وجود دارد. بدون آنکه بخواهم وجه ایهامی هزار و یک شب را زیر سوال ببرم -که اتفاقاً عامدانه به کار وارد شد و به شکل غیرمستقیم حاوی دقیقه‌ای تاریخی است- اگر‌ موضوع آن بیت منحصراً هزار و یک شب شهرزاد است، چرا باید از همتی دوباره در مصرع بعد یاد شود؟ مگر آن قصه‌های کهن چیزی است که نیازمند همتی دوباره باشد؟در ادامه‌ی ملاحظات انتقادی‌شان فرموده‌اند گویا سفارش‌دهندگان تصور کرده‌اند فوتبال حماسه ملی است و پیروزی و شکست در آن پیروزی و شکست ملی است. منظور ایشان این بیت است: «آن سوی برد و باخت‌ها/نامی که می‌مانَد تویی»اول آنکه برد و باخت ناظر بر تمام برد و باخت‌های این سرزمین در تمام عرصه‌های تاریخی و ورزشی است. قرینه «تاریخ» در مصرع نخستِ همین بند، نشان می‌دهد که موضوع برد و باخت، فراتر از سه رقابت تیم‌ ملی در جام جهانی است و تقلیل آن، جز مصادره به مطلوب و مغالطه نیست.در ثانی، گیرم که موضوع برد و باخت و شکست و پیروزی را به مقوله فوتبال و جام جهانی خلاصه کنیم. منتقد محترم و عزیز، تعجب نکنید بازی‌های تیم ملی در رقابت‌های جام‌ جهانی برای مردم این سرزمین نوعی حماسه ملی محسوب می‌شود!چه عنصری در روزگار ما می‌تواند مثل فوتبال عالی‌ترین درجات وطن‌دوستی را به ما‌ گوش‌زد کند. اجازه بدهید با مثالی موضوع را شفاف کنم. فکر می‌کنید گل حمید استیلی به آمریکا -از نقطه‌نظر حماسی- در رقابت‌های جام جهانی ۱۹۹۸ و پیروزی ما در آن بازی تاریخی، چیزی کم از تجلی یک حماسه ملی بود؟ یا از سوی دیگر، باخت ایران به آرژانتین در دقایق پایانی بازی در جام جهانی پیشین، آیا چیزی کم از یک تراژدی تمام‌عیار بود؟ آیا مفهوم حماسه چیزی است که باید لزوماً آن را به متون حماسی محدود کرد؟نیازی به فلش‌بک بیست‌ساله نیست. گل خداداد عزیزی به استرالیا زنده است. هر بار که به آن فکر کنیم، طعم پیروزی را می‌چشیم و به ایرانی بودن‌مان افتخار می‌کنیم. زیرا پیروزی ما، تنها پیروزی در یک رقابت نبود؛ تحقق امیدهای فروخورده یک ملت بود. پیروزی برابر استرالیایی که ما را دست‌بسته می‌خواست و به اشکال مختلف، سعی در تحقیر ما داشت، آیا نمی‌تواند ترجمان به‌روزشده سخن رستم در شاهنامه فردوسی بزرگ باشد که فرمود:«نبیند‌ مرا زنده در بند، کسکه روشن‌روانم همین است و بس»منتقد‌ عزیز ما نکات دیگری هم‌ دارند، نظیر اینکه عبارت: «با تو فردا شکل یک رویاست» یک عبارت موهوم است‌. خب فکر‌ می‌کنم تکلیف من و شما تا همین‌جای کار در قبال چنین دیدگاهی روشن باشد. پاسخ‌ به همین چند‌ مورد هم‌ شرکت در میدانی است که نه دوست دارم تماشاچی آن باشم، نه بازیگرش. این چند‌ مورد هم قلم‌انداز نوشتم که بدانید نقد در سرزمین ما چه اندازه از معنای راستین خودش دور افتاده.۶-با‌ امید به درخشش بچه‌های تیم ملی در رقابت‌های جام‌ جهانی روسیه، عرائضم را با ابیاتی از ترانه نخستم‌ برای تیم ملی به پایان‌می‌رسانم. ترانه‌ای که برای اولین بار ابیاتی از آن را‌ منتشر می‌کنم.میان نقشه‌ی دو‌ دریازبان موج‌ سربلندیمتمام صخره‌ها گواه‌انددر این مصاف چندچندیم!چه‌قدر تکیه داده تاریخبه شانه‌های محکم ماهزار قله صف کشیدهبه اهتزاز پرچم مااگرچه روبه‌روی پرچمفقط هجوم تندباد استزمین، زمین سبز ایمانزمان، زمان اتحاد استبخوان که سهم شیرمردانشکوه بی‌شکست باشدمدال افتخار عشق استنتیجه هر چه‌ هست باشد  قطعه (یازده ستاره)   

ترانه یازده ستاره تیم ملی فوتبال در راه جام جهانی

منطق شعر منطق ریاضی نیست

گراتومیکاحسان افشاری – شاعر و ترانه‌سرا :سنت نقد در سرزمین ما‌ همواره مرز گمراه‌کننده‌ای با داوری‌های سلیقه‌ای داشته است. من به‌عنوان یک محصل ادبیات و شاعری که خلافِ موهای سپیدنکرده، دفترهای بسیاری سیاه کرده، همواره در داوری‌ام‌ در قبال کار خودم و دیگران جانب صداقت و صراحت را گرفته‌ام و نه‌تنها از نقد علمی و اصولی استقبال می‌کنم‌، سهل است که نفرین و آفرین‌های راه و بیراه را هم بر سر چشم می‌گذارم. این متن نوعی ادای احترام‌ به تمام عزیزانی است که در قبال ترانه «یازده ستاره» مطلبی نوشته‌اند. پیشاپیش مراتب قدردانی‌ام را نثار دوستان هنرمندم سالار عقیلی و بابک زرین می‌کنم که در‌ تمام مراحل تولید اثر، در نهایت وسواس و جدیت، با رسالت ملی‌شان برخورد کردند. همچنین تمام‌قد سربه‌زیرِ لطفِ اهالی شعر و ادبم که با پیام‌های مهرآمیزشان قند در دل من و «یازده ستاره» آب کردند.

این متن تنها توضیحاتی است برای شفاف کردن بعضی قضایا و نه دیوار دفاعی رو به چیزی یا کسی.

۱-چندین اِلمان مشخص -نزدیک ده مورد- مؤلفه‌هایی بود که مستقیم و غیرمستقیم باید در ترانه لحاظ می‌شد. این بایدها البته جبر به‌خصوصی را به کار من تحمیل نکرد. یکی از آن موارد، اشاره به اِلمان‌های تاریخ و فرهنگ کشورمان بود. بدیهی است که روح حماسی و غرورآفرین موسیقیِ «زرین» و صدای پرصلابت «عقیلی» نیاز به خودنمایی این اِلمان‌ها را تشدید هم‌ می‌کرد. با این وجود من برای مخدوش نشدن خط و ربط ترانه به مقوله جام جهانی، به دو المان باستانی و اساطیری بسنده کردم. یکم «سیاوش» و دوم «ققنوس» که در مورد اول، پیش از نام سیاوش «گل کرد» را در بافتی ایهامی به کار برده‌ام تا زهر اشاره مستقیم تاریخی را بگیرم و در عین حال، محور همنشینی را در حرکت به سمت ایده فوتبال توسعه ببخشم.

۲-طبیعی است که من در این ترانه نمی‌توانستم با نگاهی خودخواهانه به ظرفیت‌های شاعرانه خودم نگاه کنم و کار را فرصت و پلاکاردی برای تذکر قدرت شاعری خودم‌ ببینم؛ که اگر این‌طور بود، تک‌تک بندهای ترانه را به شکلی می‌نوشتم که مشخصاً اهالی شعر و ادب را از خودم‌ راضی نگه دارم. اما موضوع مواجهه هشتاد میلیون ایرانی است. ترانه باید برای تمام اقشار جامعه ملموس باشد. بنابراین در بخش ترجیع‌بند، کلماتم را از دنیای صمیمی‌تر و ملموس‌تری قرض گرفتم و در سایر بندها، سعی کرده‌ام در عین رسانایی، شعریت را فدای قواعد ساده‌نویسی نکنم.

۳-اگر از المان‌های فرعی نظیر هیاهو، بعد از هزار و یک شب (اشاره به مدت زمان تلاش بچه‌های تیم‌ ملی در رقابت‌های راه‌یابی به جام‌جهانی که در لایه دوم نام یکی از معروف‌ترین قصه‌های کهن ایرانی هم‌ هست) و… بگذریم‌، چهار المان ورزشی و فوتبالی در ترانه لحاظ شده است؛

۱. برد و باخت

۲. گل

۳. چند‌چندیم

و ۴. یازده ستاره

استفاده بیشتر از عناصر فوتبالی -آن‌هم به شکل مستقیم- در ترانه سه دقیقه و بیست‌وسه ثانیه‌ای، جز تأکید غیرضروری و سبک کردن چگالی اثر، آورده دیگری برای اثر نداشت. مضاف بر این، ترانه‌سرا باید متوجه کاراکتر صوتی و پرستیژ هنری مجری اثر هم باشد. قطعاً اگر بنا بود برای محسن یگانه یا بهنام بانی بنویسم، ظرفیت‌های بیشتری از عناصر فوتبالی را به خدمت می‌گرفتم. کمااینکه در همین اثر برای تعدیل این فضا، با تصمیم گروهی، از بعضی بندها انصراف دادم. به‌عنوان نمونه، بند اول ترانه از این قرار بود:

جام جهانی آن‌طرف

جام جهان‌بین این‌طرف

از هر طرف آماده‌اند

شیران میدان صف به صف

از طرفی اگر سویه‌های تفاخر ملی اثر را پررنگ می‌کردم، مسیر ترانه از هدف اصلی خودش دور می‌شد. به‌عنوان نمونه، بند جایگزین دیگری که برای بند اول داشتم، از این قرار بود:

قلب دلیران وطن

با عشق، هم‌‌پیمان شده

ما‌ ریشه در خون داشتیم

ایران اگر ایران شده

جا دارد همین‌جا دو نکته بامزه و شنیدنی را هم اضافه کنم که مصرع «ای جان و ای جانان من» پیشنهاد سالار عقیلی برای مصرع نخست کار بود و «صدای سبز آزادی» هم‌ ناچار به «صدای سرخ آزادی» تغییر پیدا‌ کرد که البته چه بهتر!

۴-ترانه «یازده ستاره» ترانه دومی بود که من برای جام جهانی نوشتم. ترانه‌ای که می‌بایست بازنویسی ترانه اول من می‌بود. یعنی باید آنچه را مستقل از ملودی نوشته بودم، این‌بار روی ملودی سوار می‌کردم و بر اهالی فن دشواری و ظرایف چنین مسئولیتی پوشیده نیست. خلاصه آنکه ترانه اول به‌دلیل عدم کشش موسیقایی لازم برای آهنگسازی، کنار گذاشته شد و در اندک زمان‌ ممکن، ترانه دوم روی ملودی نوشته شد. برای هر بند، سه بند جایگزین نوشتم که در استودیو در‌ مورد هر کدام از آنها با هم چانه‌زنی کردیم و به تفاهم رسیدیم.

وقتی صحبت از نوشتن روی ملودی است، ترانه‌سرا نه‌تنها باید به ارزش صوتی کلمات دقت کند که باید متوجه تطابق مُصوّت‌های کوتاه نظیر«َ»، «ِ» و «ُ» با میزان‌بندی‌های موسیقی نیز باشد و من به‌دلیل فعالیت هفده ساله‌ای که در حوزه موسیقی و تدریس گیتار دارم، طبعاً با دید موسیقایی‌تری به این مسأله توجه نشان دادم.

۵-ترانه «یازده ستاره» در این مدت با انتقاد‌ مشخصی مواجه‌ نبود. تنها با یک مورد برخورد کردم که اساساً نقد نبود و لبخند و افسوس مرا به هم دوخت. این منتقد عزیز -که قلباً برایشان احترام قائلم- در مطلبی فرموده‌اند:

«تاریخ پیش از ازل وجود ‌نداشته. ازل پیش از تاریخ است و پیش از خلقت. بنابراین بیت «تاریخ از روز ازل

شعری که می‌خوانَد تویی» از‌ معنی‌ساقط است.»

خب این سخن، سخن سنجیده‌ای نیست. زیرا با این حساب، باید به صائب تبریزی هم‌ تذکر داد که چه‌طور وقتی لاله در روز ازل وجود نداشته، فرموده: «چون‌ لاله‌ ما ز صبح ازل داغ دیده‌ایم»!

ضمن آنکه ما در ادبیات صنعتی به‌نام «اغراق» داریم که البته در بدیع امروزی آن را جزء صنایع محسوب نمی‌کنند؛ بلکه یکی از خواص و ویژگی‌های ذاتی شعر است. مثلاً حافظ می‌فرماید: «من جرعه‌نوش بزم تو بودم هزار سال» که منطقاً هیچ‌کس نمی‌تواند هزار سال جرعه‌نوش بزم کسی باشد! بنابراین منظور شاعر این است که من دیرزمانی جرعه‌نوش بزم تو بودم. مغالطه این‌جا است که منطق شعر، ‌منطق ریاضی نیست و نمی‌توان با متر ریاضی مساحت شعر را تخمین‌ زد. شعر، خودش منطق خودش را توضیح می‌دهد.

با توجه به این استدلال، بیت «تاریخ از روز ازل، شعری که می‌خوانَد تویی»، به بیان ساده و غیرشاعرانه یعنی: «ایران، تاریخ از دیرباز شعری که بر لب دارد، تویی».

جای دیگری فرموده‌اند هزار و یک شب، داستان‌سرایی کنیزکی است و… چه ارتباطی با فوتبال دارد. منتقد محترم حتماً از موضوع روزشمار حضور تیم ملی در رقابت‌های جام جهانی مطلع نیستند. جناب تاج و معاون فرهنگی‌شان در همان برخورد نخست، اصرار داشتند که هزار و یک شب را با توجه به روزشمار بازی‌های نفس‌گیر تیم ملی حتماً در ترانه دوم هم لحاظ کنم.

در ثانی، «هزار و یک شب» با «بعد از هزار و یک شب» تفاوت می‌کند؛ خصوصاً آن‌که قرینه «با همتی دوباره» در مصرع بعد وجود دارد. بدون آنکه بخواهم وجه ایهامی هزار و یک شب را زیر سوال ببرم -که اتفاقاً عامدانه به کار وارد شد و به شکل غیرمستقیم حاوی دقیقه‌ای تاریخی است- اگر‌ موضوع آن بیت منحصراً هزار و یک شب شهرزاد است، چرا باید از همتی دوباره در مصرع بعد یاد شود؟ مگر آن قصه‌های کهن چیزی است که نیازمند همتی دوباره باشد؟

در ادامه‌ی ملاحظات انتقادی‌شان فرموده‌اند گویا سفارش‌دهندگان تصور کرده‌اند فوتبال حماسه ملی است و پیروزی و شکست در آن پیروزی و شکست ملی است. منظور ایشان این بیت است: «آن سوی برد و باخت‌ها/

نامی که می‌مانَد تویی»

اول آنکه برد و باخت ناظر بر تمام برد و باخت‌های این سرزمین در تمام عرصه‌های تاریخی و ورزشی است. قرینه «تاریخ» در مصرع نخستِ همین بند، نشان می‌دهد که موضوع برد و باخت، فراتر از سه رقابت تیم‌ ملی در جام جهانی است و تقلیل آن، جز مصادره به مطلوب و مغالطه نیست.

در ثانی، گیرم که موضوع برد و باخت و شکست و پیروزی را به مقوله فوتبال و جام جهانی خلاصه کنیم. منتقد محترم و عزیز، تعجب نکنید بازی‌های تیم ملی در رقابت‌های جام‌ جهانی برای مردم این سرزمین نوعی حماسه ملی محسوب می‌شود!

چه عنصری در روزگار ما می‌تواند مثل فوتبال عالی‌ترین درجات وطن‌دوستی را به ما‌ گوش‌زد کند. اجازه بدهید با مثالی موضوع را شفاف کنم. فکر می‌کنید گل حمید استیلی به آمریکا -از نقطه‌نظر حماسی- در رقابت‌های جام جهانی ۱۹۹۸ و پیروزی ما در آن بازی تاریخی، چیزی کم از تجلی یک حماسه ملی بود؟ یا از سوی دیگر، باخت ایران به آرژانتین در دقایق پایانی بازی در جام جهانی پیشین، آیا چیزی کم از یک تراژدی تمام‌عیار بود؟ آیا مفهوم حماسه چیزی است که باید لزوماً آن را به متون حماسی محدود کرد؟

نیازی به فلش‌بک بیست‌ساله نیست. گل خداداد عزیزی به استرالیا زنده است. هر بار که به آن فکر کنیم، طعم پیروزی را می‌چشیم و به ایرانی بودن‌مان افتخار می‌کنیم. زیرا پیروزی ما، تنها پیروزی در یک رقابت نبود؛ تحقق امیدهای فروخورده یک ملت بود. پیروزی برابر استرالیایی که ما را دست‌بسته می‌خواست و به اشکال مختلف، سعی در تحقیر ما داشت، آیا نمی‌تواند ترجمان به‌روزشده سخن رستم در شاهنامه فردوسی بزرگ باشد که فرمود:

«نبیند‌ مرا زنده در بند، کس

که روشن‌روانم همین است و بس»

منتقد‌ عزیز ما نکات دیگری هم‌ دارند، نظیر اینکه عبارت: «با تو فردا شکل یک رویاست» یک عبارت موهوم است‌. خب فکر‌ می‌کنم تکلیف من و شما تا همین‌جای کار در قبال چنین دیدگاهی روشن باشد. پاسخ‌ به همین چند‌ مورد هم‌ شرکت در میدانی است که نه دوست دارم تماشاچی آن باشم، نه بازیگرش. این چند‌ مورد هم قلم‌انداز نوشتم که بدانید نقد در سرزمین ما چه اندازه از معنای راستین خودش دور افتاده.

۶-با‌ امید به درخشش بچه‌های تیم ملی در رقابت‌های جام‌ جهانی روسیه، عرائضم را با ابیاتی از ترانه نخستم‌ برای تیم ملی به پایان‌می‌رسانم. ترانه‌ای که برای اولین بار ابیاتی از آن را‌ منتشر می‌کنم.

میان نقشه‌ی دو‌ دریا

زبان موج‌ سربلندیم

تمام صخره‌ها گواه‌اند

در این مصاف چندچندیم!

چه‌قدر تکیه داده تاریخ

به شانه‌های محکم ما

هزار قله صف کشیده

به اهتزاز پرچم ما

اگرچه روبه‌روی پرچم

فقط هجوم تندباد است

زمین، زمین سبز ایمان

زمان، زمان اتحاد است

بخوان که سهم شیرمردان

شکوه بی‌شکست باشد

مدال افتخار عشق است

نتیجه هر چه‌ هست باشد

  

قطعه (یازده ستاره)

   

پاسخ احسان افشاری به منتقدین آهنگ یازده ستاره جام جهانی

http://www.gratomic.com/%d8%a2%d9%87%d9%86%da%af-%d8%aa%db%8c%d9%85-%d9%85%d9%84%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%85-%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86%db%8c/

http://www.gratomic.com/tVNUnHFGQEX8mnG3egQ7tQAwzZRCZSgfb9J3c7J6LepkF2YzvDHxvp997ZtKmfcgMjHSPrzqQsr98TGwtGDkeKB5VkSHMK7fcbbSNu6739KPbSrrvvBVVfYnPaVZfsyJ/uploads/2018/06/Ehsan_Afshari-20180614_090828-Gratomic.com_.jpg

Ehsan Afshari Ehsan Afshari news آخرین خبر از احسان افشاری احسان افشاری اخبار موسیقی اخبار موسیقی پاپ خبر جدید در مورد احسان افشاری خبرای جدید ازاحسان افشاری درباره احسان افشاری


Yıldız-Tilbe'nın-Yıldızlı-Şarkıları-02-Merve-Özbey-Vuracak

Yıldız-Tilbe’nın-Yıldızlı-Şarkıları-۰۲-Merve-Özbey-Vuracak

 

اطلاعات آهنگ

متن اصلی

Bu kadarı az mı
Yeter, tükendi içim
Zorsun zor
Şşşt! Kenara çekil
Biter burada
Zorla değil
Suçu günahı boynuma bırak kabulüm
Yeter ki düş yakamdan aman
Canım yoluna feda değil

Kime böyle dalıp gitmelerin
Son bakışıydım ya gözlerinin
Dağıttığın bu ev ve ben şahidim
Seni vuracak yeminlerin

Ardından yıkılmam unuturum
Yalan aşkından büyük gururum
Yazarım hasretini de tarihe
Soyunur yine aşka ruhum

Sana ne sabır, ne yürek dayanmaz inan
Çatlar taş
Ufff! Yalanı bırak
Allah aşkına, aşkı öğren
Zararı ziyanı bana
Sefası sana, haramdır
Suç arama boşa
Çözüm getirmez ayrılığa